أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
265
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آنچه تمنّا مىكنند و آرزو ميخواهند « 1 » مىپندارند كه اين بتان شفيعان « 2 » ايشان خواهند بودن ؛ و اين خيالى باطل و فاسد است ايشان هرگز شفيع نباشند . خداى راست دنيا و آخرت ؛ آنچه خواهد بدهد ، و آنچه خواهد منع كند ؛ نه بهواى و مراد كافران است كه آنچه ايشان تمنّا كنند ايشان را باشد . [ سوره النجم ( 53 ) : آيات 26 تا 30 ] وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى ( 26 ) إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى ( 27 ) وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ( 28 ) فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا ( 29 ) ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى ( 30 ) بسا فريشته كه در آسمانهاست و اين كافران مىپرستند و اعتقاد كردهاند كه ايشان دختران خدااند و شفاعت خواهند كردن در حقّ اينان « 3 » ايشان چگونه شفاعت كنند و اگر شفاعت بكنند هيچ سود ندارد شفاعت ايشان ايشان را مگر بعد از آنكه خداى تعالى دستورى دهد آن را كه خواهد و رضا دهد ، بدرستى كه اين كافران كه بقيامت ايمان ندارند فريشتگان را بنام زنان ميخوانند از آنجا كه گفتند : فريشتگان دختران خداىاند [ وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ ] ايشان را به آن هيچ علمى و دانشى نيست ايشان متابعت نمىكنند إلّا گمان را و گمان از حقّ هيچ غنا نكند و هيچ سود ندارد و بجاى او بناستد « 4 » آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فرمود و گفت : برگرد و اعراض كن از آنكس كه او اعراض كند و پشت بر ذكر « 5 » ما آورد يعنى قرآن ؛ و گفتند : مراد توحيد است و ايمان ، و گفتند : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و نخواست إلّا زندگانى دنيا [ ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ ] مبلغ ايشان از علم و دانش اين است و بيش از اين نمىدانند و علمى نيست ايشان را به ثواب آخرت و احوال قيامت ؛ قدر عقل -
--> ( 1 ) - در بهار عجم گفته : « آرزوخواه معروف است ؛ نظامى گفته : « دل شه چو زان نكته آگاه شد * از آن آرزو آرزو خواه شد » ( 2 ) - در بعضى نسخ : « شفيع » . ( 3 ) - در چند نسخ : « ايشان » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « بنايستد » يعنى نمىايستد . ( 5 ) - در بعضى نسخ : « بذكر » .